زن ابریشمی

خیلی دوست داشتم دوباره بیام بنویسم ولی حسش نبود سرمم خیلی شلوغه این روزها  وخودمو با کار خفه کردم. عزیز دلم هم روزهای سختی رو میگذرونه و تقریبا تبدیل شدیم به دوتا دوست که هر کدوم تو مسیر خودمون قدم برمیداریم و انگار فقط دو تا دوست وهمکلاسی  همجنسیم که زندگی خودمون رو داریمنه یه زن و مرد که یه روزایی عاشق هم بودن. جدیدا چند روزیه به یه موقعیت زندگی خارج از ایران فکر میکنم ولی مطمئن نیستم بتونم چون هر وقت تصمیم گرفتم راه زندگیم رو از عسلی جدا کنم و راحتش بذارم یه جورایی ته دلم نذاشته و کنسل کردم موقعیتها رو.حالا ببینم سرنوشت برام چی رقم میزنه چون هر روز زندگیم پر از سورپرایزهای جور واجوره که به زندگیم هر روز رنگ تازه ای میبخشه ولی تا میخوام از شیرینیش لذت ببرم یه جورایی دود میشه و میره هوا و دوباره من میمونم و تلخی ای که بعد یه خواب شیرین برام میمونه.الان فقط دارم به کار فکر میکنم و از شما چه پنهون دلم قنج میره برا یه چهار دیواری که مال خودم باشه و توش با کسی که دوستش دارم یه زندگی ساده و آروم رو بگذرونم بدون تمام زرق و برقهای دنیای اطرافم. دلم یه آغوش گرم میخواد آغوشی که عاشقانه های زندگی رو برام تداعی کنه و بفهمونه بهم که من یه زنم. زنی از جنس ابریشم نرم و لطیف ولی   سخت ودست نیافتنی....

/ 3 نظر / 12 بازدید
محمد

خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم تو ای والاترین مهمان دنیایم تو ای انســــان ! بدان همواره آغوش من باز است شروع كن ... یك قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من ... آگهی رایگان http://www.9rang.com

سین

سلام. خوبی ؟ بیا بهم سر بزن.

خانم دوري

اسكارلت عزيزم چقدر خوبه كه زندگيت اينهمه رنگيه . پر از سورپرايز . درسته كه نوشتي همه شون دود ميشن وميرن . ولي همين كه هستن خوبه . من هميشه به تو غبطه خوردم كه هنوز مي توني هر طور بخواي راه زندگيت رو انتخاب كني ولي از طرفي هم برات نگران ميشم چون واقعا كار سختي در پيش داري . واقعا ارزو مي كنم به چيزي كه صلاحت درش هست برسي دوست من .