یه صبح زیبا با حس های جدید

امروز صبح با یه روحیه جدید از خواب بیدار شدم. جلوی آینه موهای بلندمو با خوشی شونه کردم و بستم و یه اسپری رکسونا و یه خوشبو کننده روزانه سرد و یهو تو یه حرکت دلم خواست یه مانتو خیلی کوتاه اسپرت دخترونه سرمه ای با آستین تا کرده و یه کوله پشتی دوست داشتنی بردارم درست مثل یه دختر کوچولو 15 ساله... اونم برا شرکتتعجبنیشخندمقنعه اومد روش و با یه صندل مشکی انگشتی که لاکهای قرمز ناخونای پام توش خودنمایی میکرد.. درسته 33 سالمه ولی روحم روح یه تینیجر شاده و این بهم کمک میکنه تو سختیهای زندگی سخت نگیرم... هوای فوق العاده صبحگاهی که بهم خورد روحم تو مسیر خیابون تا ایستگاه به پرواز دراومد و خنکای هوا پوستمو نوازش میداد... کاش زندگی همه چیزش همینقدر زیبا و خوشایند بود.... هنوز سردرگمم و نمیدونم برا چند ماه آینده چی پیش خواهد اومد از یه طرف کار جدید روبروم  هستش که اگه خودم بخوام شروعش کنم راه طولانی با آینده روشن در انتظارمه، از یه طرف کار تو یه شرکت خوب و حالا یه پیشنهاد جدید بهم شده و یه راه جدید برای حضور تو یه کشور بیگانه... تو سه راهی گیر کردم و باید انتخاب کنم...میترسم زمان برام تلف بشه و هیچکدوم اونی نباشه که من میخوام یا هیچکدوم نشه . برام دعا کنید...

/ 2 نظر / 9 بازدید
پژمان

امیدوارم بهترین ها براتون پیش بیاد و خدا در تقدیر خیرتون قرارش بده[گل]

میفروش

سلام زندگي زيباست ، فقط به اين بستگي داره كه شما چه جوري ببينيش ! به داشته ها شاكر ، براي بهتر شدن تلاش ، يه كم دورشدن از تجملات غير ضروري ، يه كم فاصله گرفتن از چشم و هم چشمي ، يه كم اعتماد به نفس و خودباوري ، يه كم دوري از خودخواهي و خودبزرگ بيني وووو مي تونه به آدم كمك كنه براي بهتر زندگي كردن . باي