روزهایی پراز هیجان

تعجبگرما داره بیداد میکنه. پشت میزم نشستم و تقریبا دارم ازفشارکارخفه میشم.نمیدونم بقیه جاها هم همینطوره که از وقتی گاز قیمتش سربه فلک کشیده جلوی روئسا ،کولرها رو حتی نمیشه اسمشون رو آورد و تقریباً تبدیل شدن به یه شئی تزیینی که فقط ازدورمیشه نگاهشون کرد. خوبه هنوز تیرماه شروع نشده داریم میمیریمابرو.کاش اقلا یه آفتابی چیزیم میدیدیم لااقل برنزه میشدیم که ارزششو داشته باشهعینک.تو خونه هم که به همت م سئ ول ین محترم م ا هو ا ره ها جمع شده و باهیجان کامل باکلی چیپس وتخمه در حال دیدن  برنامه های جذاب و دیدنی ر س ا ن ه م ل ی هستیم وواقعا نمیدونیم کدوم کنانال رو انتخاب کنیم تا نه سیخ بسوزه نه کباب با این برنامه های گل گلابشونگریهکلافه.دیشب دهمزمان ازدوتاکانال دوتافیلم وسریال دیدم آخه نمیتونستم انتخاب کنم  از کدوم بگذرم.تو یکیش همش بهشت زهرا و جنازه نشون میداد وناله تو اون یکی یه زن کور بود با بدبختیای جورواجورآخ. حالا خوبه ولادت بود وگرنه دیگه چه شودسبز.تا باشه از این روزا و از این سرگرمیا باشه. بعدا میگن چرا اینقدر افسردگی و خودکشی زیاد شده!!!؟؟؟ (دیگه زیاد غرغر کردما!!! بسه......نیشخند)

/ 6 نظر / 7 بازدید
لوسی

نگو که از گرمادارم ذوب میشم این تی وی رو میگی واقعا خیلی بر نامه های قشنگ قشنگ داره

الی

سلام اسکارلت جونم. خیلی وقت بود بهم سر نزدی. خوشحالم کردی

خانم توت فرنگی

:)

آژو

حرفات حرف دل من بود[نیشخند] البته اون قسمت برنزه شدن رو که گفتی در مورد من عملی نشه بهتره! چون دیگه میترسم با چراغ قوه منو شناسایی کنن[قهقهه][نیشخند]

آژو

وبلاگت آرامشبخش نیست؟[قلب] حس خوبی داره هم دست میده.. دارم پست تا تو میخونم

EBRAHIM

سلام عزیزم.مطالبت واقعا زیباست.بی اغراق گفتم.دلنشینو جذابن. دوست دارم عزیزم.بازم بهت سرمیزنم.هرروز.