مرد رویاهای من......

چند روزه میخام بیام اینجا ودرد دل کنم ولی وقتی این صفحه رو باز میکنم حرفی برا گفتن ندارم .تو دلم پر حرف و درد نگفته هستش که غیر ازخدا به هیچکس نمیتونم بگم حتی عزیز دلم. تا دلتون بخواد تو این یکماهه عزیز دلمو رنجوندم و عذابش دادم (البته ناخواسته) و ازخودم خیلی بدم میاد ولی چاره ای نداشتم و باید بهش میگفتم حتی اگه درموردم بد فکر میکرد آخه قول دادم هیچوقت بهش دروغ نگم اما حرفای راستم قلب شیشه ای و مهربونشو شکست و غمگینش کرد. گاهی حس میکنم خودخواه ترین موجود رو زمینم واین حقو ندارم که احساساتش رو جریهه دارکنم اما دست خودم نیست دیگه عنان زندگیم ازدستم در رفته ولی سعی میکنم انقدر دست وپا بزنم تا اگر نتونستم خودمو نجات بدم لااقل اونو ازگرداب زندگی بکشم بیرون و آرومش کنم. تنها آرزوم دیدن چهره خندان ولبخند رضایتشه تنها دلخوشیم تو دنیا آرامششه ولی حتی اونم نمیتونه منو درک کنه.گاهی عصبی و خودخواه میشم و فکرمیکنم اونم اگه واقعا میخواست تو این دوسال مشترکی که داشتیم یه کاری برا باهم بودنمون میکرد و انقدر دست دست نمیکرد ولی خوب که فکرمیکنم میگم حتما تلاششو کرده ولی نتونسته نتیجه بگیره مقصر فقط خود منم خود خود من. کاش یکی بیدارم کنه و بگه نگرانیها تموم شده و اون برای همیشه مال منه مال خود خود من.....

/ 5 نظر / 18 بازدید
لوسی

کاش خیلی چیزا خواب بود....

خانومه:)

دوست مهربون و همیشه همراهم چه درد مشترکی داریم[ناراحت]

من و دردسرهایم با قوم شوهر

سلام عزیزم ایشالا زود مشکلاتت حل میشه نگران نباش.بخدا این سختی ها در مقابل سختی هایی که تو زندگی مشترک میکشی چیزی نیست.قوی باش

رکسانا

کاش یه روز بیام اینجا ببینم نوشتی به ارزوت رسیدی.....

رکسانا

نخیر عسیسم.از من خوشگل تر ها خیلی هستن تو کلاس.فقط شاید چون من زبون درازترم بیشتر تو چشمم! این حرف که خوشگلی هم دردسره یا برای خر کردنه!یا واقعا اقا توهم زده!!!![چشمک] اسکارلت باید صبور باشی.کاش میتونستم همه زندگیم رو برات تعریف کنم تا بدونی کسی که به عشقش میرسه باز هم میتونه بدبخت باشه...