روح سرگردان من...

چند روزیه دست ودلم به نوشتن نمیرفت. پنجشنبه شب یه شب عجیب تو زندگیم بود. حسابی عصبی و ناراحت شدم واز غروب به طرز عجیبی شونه چپ و قلبم گرفت و بهم فشار وارد شد تا شب تحمل کردم ولی بالاخره دیگه طاقت نیاوردم وکارم به دوا  و دکترکشیدو بهم چند تا قرص و آمپول آرامشبخش دادن . به منی که تو عمرم حتی درست یه بسته قرص آنتی بیوتیک رو کامل نخورده بودم و از اینجورچیزا بیزارم!!!. همونطور که معلوم بود یه حالت عصبی بخاطر فشاری که اینروزا بهم میاد بود سعی کردم بخوابم ولی خواب عجیبی دیدم. توخواب سه تامرغ عشق کوچولو سفید کنارم دیدم یکیشون رو تو مشتم گرفتم ولی انگار میخواست فرارکنه و جون بده بیرون اومدن روح ازبدنش رو حس میکردم انگار روح خودم بود که میخواست ازبدنم خارج بشه یه لحظه به خودم اومدم وحس کردم اون خود منم .یهو ازخواب پریدم خیس عرق بودم. ونای تکون خوردن وحتی حرف زدن نداشتم. حس کردم آخرین لحظات زندگیمه سعی کردم توبه کنم ازتمام گناههای زندگیم .اشهدم رو خوندم و بعد باآرامش چشمام رو بستم. ولی مثل اینکه عزرائیل ازبردنم پشیمون شد و منو به زندگی برگردوند.صبح که بیدار شدم یکساعتی رو نمیتونستم ازجام بلند شم و حسابی به شب گذشته فکرکردم و اینکه انسان چقدر میتونه ناتوان باشه و اینکه حتی نتونستم کسی رو صداکنم یک لیوان آب دستم بده!!!هنوز درد دارم ولی دارم سعی میکنم بهش فکر نکنم. کاش میشدخدا یه معجزه کوچولو به این بنده گناهکارش نشون بده و شادم کنه. خیلی به آرامش نیاز دارم. دیگه تحمل این وضعیت از عهده من خارجه...(ببخشید پست بدی بود ولی باید مینوشتم تا همیشه یادم بمونه چه روزایی تو زندگیم داشتم شاید یه روز خوب زندگیم به این روزها بخندم شایدم نه.......

/ 6 نظر / 11 بازدید
بانوی اسفند

سلامتی، خود خوشبختیه و معمولاً وقتی پی به این راز می بریم که برای لحظاتی یا همیشه از دستش میدیم

الميرا

[نگران]..... يه ذره مراقبه خودت باش دختر جان.تو هنوز خيلي جووني

رضا

تو چرا مواظب خودت نیستی؟!سلامتی تو زندگی از همه چی مهمتره.این همیشه یادت باشه.

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا" اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

لوسی

سلام عزیزم حال و روز تو که از من بدتره کم غصه بخور اون جریان چی شد چی کردی؟ منم یه بار همچین خوابی دیدم

پري

انشالله كه بزودي ميخندي به همه ي دردها و غصه هات