درد دل نوشت....

یه ترس عجیبی تو دلمه!!!! دیشب یه دوستی که خارج از ایران زندگی میکنه ساعت 3 نصفه شب برام مسیج گذاشته و نوشته :سلام. باید باهات حرف بزنم.... فقط همین یه جمله بند دلمو پاره کرده. حالا اینجا 8 صبحه ولی تو اون کشور ساعت 5 صبحه  باید صبر کنم تا دوساعت دیگه تماس بگیرم اونجا هوا روشن بشه  ببینم چی شده!!؟؟ دلم مثل سیر و سرکه میجوشه.استرسکاش یه چیز خوب در انتظارم باشه نه یه حرف تلخ و دردآور!!!!نگرانخدایا کمک کن...

/ 3 نظر / 6 بازدید
نيروانا

من که میگم تو زنگ نزن بهش . بزار خودش میزنگه اگه چیز بدی هم میخواد بگه که دیگه تو چرا پیشواز ؟ ما تا میائیم راجع یکی خوب فکر کنیم یا در موردش به دور و وریهامون بگیم یارو گند میزنه به حال و احوال خودمون و رابطه مون بمیرن همه شون اه

پانیذ

عزیزم آروم باش ایشالا که خیره و چیز بدی نیست...البته شاید تا الان هم بهت گفته...اروم باش فقط:*

سین

سلام عزیزم. مرسی از لطفت. منم بابت دوستش کنجکاو شدم حسابی.