زهی خیال باطل................

چشمکابرومن اومدم. یک هفته پر از فراز و نشیب رو گذروندم.تهران بودم برا عروسی پسر خاله هه.... یه جورایی خیلی دلم میخواست محمد رو ببینم ولی نشد یا اون وقت نکرد یا اینکه نشد یه جورایی و این یعنی یه سفر بی معنی. البته عروسی خوب بود و اصلا وقت سرخاروندن نداشتم و حسابی درگیر بودم. انگار نه انگار که یه دختر کارمندم و تقریبا همه چیز رو فراموش کرده بودم..تعجبکاش میشد همونجوری تو همون فضا بمونم و همش همونطوری بیرون و تو خرید باشم چون خرید یه جورایی حواس آدمو پرت میکنه .البته دلم خیلی برا خریدهای دونفره با عسلی مثل سابق تنگ شدش ولی چیکارمیشه کرد همیشه که نمیشه خوشحال بود..... از وقتیم که برگشتم تو زندگیم یه بختک افتاده و همش اشکم ریزانه مثل سیل ولی بازم راضیم شاید خدا همه سولپرایزهاشو نگه داشته برا من و میخواد زندگیم همیشه اکتیو و پر از بارون باشه... چه میشه کرد دیگه...پریروزها وسط گریه هام از خدا خواستم یه نشونه و راه نجات برام بفرسته اونم فردا صبحش برام یه خواستگار جدید باب طبع پدر و مادرم فرستاد!!!!!!!!!!!!11تعجبگریهیعنی میخوام بزنم خودمو له کنم با این راه نجات هایی که از آسمون برام میریزه..............دیگه خودکشی لازم شدم..... کاش یکی از اون کسایی که عاشقشونم یهو یه پتک بخوره تو سرش بیاد بطور غیر منتظره دست منو بگیره و با خودش ببره از این برزخی که توش افتادم(این الان آیکون زهی خیال باطله ها !!!)خیال باطلخوب توجه کنیدها : نگفتم هر کسی ف گفتم کسی که دوستش دارم ها...............یه کم دیگه بنویسم میدونم همه میان فحش مینویسن بیشتر له میشم اینجا....نیشخند

/ 5 نظر / 14 بازدید
الی

خواستگار که خوبه ؟؟!! چرا ناراحتی؟

كيانا

چي شده دوست گل من؟ نبينم روزات ابري باشه، نبينم هواي دلت گرفته باشه نازنينم... اگه اين آرزوي آخرت برآورده بشه كه شاهكاره، محشر مي شه. دعا مي كنم زودتر اين روزاي كذايي بگذره. عروسي خوش گذشت؟

المیرا-چاقی خوشبخت

به به یه خواستگار خوب.دختر عاقل باش[عصبانی]

خانم دوري

اگه یه ذره از اون بارون اشکات کم کنی و دور ورت رو ببینی شاید این خواستگاره هم بد نباشه ها ! رویایی نباش . قرار نیست کسی با ماشین سفید بیاد دنبالت و همچین عاشق و خوشگل و پولدارم باشه . میگم از این کارتونا کمتر نگاه کن دخترم :))))))

ترنگ

چقدر مثل همیم