یک روز نیمه آفتابی در زندگیم

فکر کنم امروز یه روز خوبه ومن خواستم  دیر برم سرکار. وقتی بیدارشدم طی یه عمل انتحاری تصمیم گرفتم به خودم جایزه بدم وبخوابمشیطاننیشخندواقعا از اینکارم راضیم واگه چند ساعت شرکت نباشم فکر نکنم پایه های اقتصاد کشور لنگ بمونه!!!!از خود راضی(اینکه میگن ایرانیا یا همش دنبال تعطیلین یا میخوان ازکار در برن واقعا درمورد ما صدق میکنه براهمینم هست که همیشه خدا یه جای کارمیلنگه )چشمکراستی امروز تو تقویم  روز ازدواجه و ماقراربود تهران عروسی دختر خاله کوچیکم باشیم که بخاطر یه مورد غیرمنتظره (فوت اقوام) بهم خورد وهمه برنامه ها و نقشه هایی که کشیده بودم برا دیدن عزیزترین کسم رونقش برآب کرد گریهحتماً حکمتی بوده که اینطورشده!!! خدایا برا داده ونداده هات ازت متشکرم. یه نیم نگاهیم به ما بندازدل شکستهبای بای

/ 0 نظر / 8 بازدید