روزهای رژیمی شکمو بانو

با یه تصمیم جدی الان روز سومیه که یه رژیم سخت رو شروع کردم و قراره 10 روز ادامه داشته باشه. فکرنمیکردم تو یه دنیای بدون شیرینی و چاشنی ها و چربیها بتونم بیشتر از یک روز دوام بیارم ولی خداروشکر مثل اینکه بدنم امتحانش رو خوب پس داد و بهم ثابت شد تو لحظه های سخت میتونم مقاوم باشم و اراده قویی دارماز خود راضی. اصلا دوست ندارم وقتی به آینه نگاه میکنم یه اسکارلت تپل و خپل رو ببینم که لباس تو تنش گریه میکنه و دکمه هاش دارن منفجر میشن. وقتی حس میکنم اضافه وزن دارم حتی دلم نمیخواد لباس براخودم بخرم . برا تنبیه خودم ایندفعه که تهران بودم رفتم وکلی لباسهای خوشگل و.... نگاه کردم ولی بااینکه قرار بود بخرم طی یه حرکت انتحاری دل خودمو شیکوندم و نرفتم بپوشمشون گریه(حالا فکر نکنین با یه مربع یا دایره طرفینها!!! نه !!!        فوقش 5 -6 کیلو باید کم کنم تا خیلی عالی بشمنیشخند). ولی خداییش سخته بعد کارتو شرکت پیاده روی کنی وبعد بخوای بعد یه استراحت کوتاه(البته از سریال طلسم زیبا و بامن بمان با اینکه خیلی مزخرفن امکان نداره بگذرمازبان) بری بشینی سر کتابها و جزوه های کنکور. آخه به عزیز دلم قول دادم ناامیدش نکنم و بیشتر برای قبولی برا ارشد تلاش کنم.(ممنون عزیزم که تو این روزهای سخت کنارمی و همش حواست به من هست تا نکنه بازیگوشیام باعث بشه به آرزوهام نرسمقلب). دنیای این روزهای من اینجوریه. اگه اینجارو میخونین حتما برام دعاکنین شاید بادعاهای قشنگتون به آرزوهام برسم....

/ 1 نظر / 11 بازدید
لوسی

سلام عزیزم سال نو مبارک خوبه داری رژیمتو نه میداری خیلی اراه داری که جلو شکلات هم طاقت میاریا